الملا فتح الله الكاشاني

192

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و حفص بنصب خوانده‌اند معطوف بر محل برؤسكم زيرا كه جار و مجرور در محل نصب است بر مفعوليت كقولهم ( مررت بزيد و عمروا ) و قوله ( تنيت بالدهن و صبغا ) و كقول الشاعر معاوى اننا بشر فأسجح فلسنا بالجبال و لا الحديدا و باقيان بجر خوانده‌اند معطوف برؤسكم و اين ظاهر است پس اين هر دو قرائت دالند بر معنى واحد و آن وجوب مسح است هم چنان كه مذهب اماميه است و مؤيد اين است روايت ماثورهء از ائمهء هدى صلوات اللَّه عليهم كه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله وضو ميساخت مسح ميفرمود بر هر دو قدم و نعلين و مثل اينست روايت منقوله از امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه و از ابن عباس نيز روايتست كه آن حضرت وصف وضوء رسول خداى كرد بر مسح كردن بر رجلين خود و اجماع اهل البيت صلوات اللَّه عليهم بر اين است و صادق صلوات اللَّه عليه فرموده كه ياتى على الرجل الستون او السبعون ما قبل اللَّه منه صلاة گفتند ( و كيف ذلك ) فرمود لانه يغسل ما امر اللَّه بمسحه و غير آن از روايات متواتره از اهل البيت صلوات عليهم و ابن عباس رضى اللَّه عنه در حينى كه او را از كيفيت وضو سؤال كردند فرمود كه غسلتان و مسحتان و من ذلك من ما رواه الحسين بن السعيد الاهوازى عن فضاله عن حماد بن عثمان عن غالب بن ذهيل قالت سألت ابا جعفر عليه السلام عن المسح على الرجلين فقال هو الذى نزل به جبرئيل ع و فقهاى اربعه قايلند بوجوب غسل و احتجاج ايشان بقرائت نصب است عطف بر وجوهكم و يا منصوبست بفعل مقدارى * ( فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ ) * كقولهم علفتها تبنا و ماء باردا و قوله متقلدا سيفا و رمحا اى و معتقلا رمحا و مؤيد اينست قرائت و ارجلكم برفع اى ( و ارجلكم مغسولة ) فاما قرائت جر به جهت مجاورتست كقوله تعالى عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ و قرائت حمزه و حور عين چه آن معطوف نيست بر قوله وَلَحْمِ طَيْرٍ و اگر نه تقدير چنين بود كه ( يطوف عليهم ولدان مخلدون بحور عين ) ليكن اين غير مراد است بلكه ايشان طايفانند نه معطوف پس جر آن بر مجاورت لحم طير باشد و ديگر آنكه قول به غسل قول اكثر است و جواب از اول آنست كه عطف بر وجوهكم اين هنگام مستهجن خواهد بود زيرا كه نميگويند ( ضربت زيدا و عمروا و اكرمت خالدا و بكرا ) كه بكرا عطف باشد بر زيد و عمرو كه مضروبند و مع ذلك هر گاه در كلام دو عامل يافت شوند عطف بر اقرب آن ميبايد كرد هم چنان كه مذهب بصريان است و شواهد اين مشهود است خصوصا با عدم مانع هم چنان كه در اين مسئله چه عطف برؤس مانع نيست در آن نه در فرع و نه در لغت و اما نصب بفعل مقدر گاهى جايز است و احتياج بتقدير آنست كه ممكن نيست حمل آن بر لفظ مذكور هم چنان كه در مثال مذكور در اينجا احتياج به آن نيست به جهت جواز عطف آن بر محل هم چنان كه گذشت و اما قرائت رفع مذهب ما نيز محتمل آن است اى و أرجلكم ممسوحة بلكه